خرید بک لینک
چند روز پیش یکی از دوستان بهم زنگ زد و ازم خواست توی نوشتن یک بخشی از پایاننامهاش بهش کمک کنم ! درجا قبول کردم :) پایاننامه ارشد هست و همون گرایش مورد علاقه خودم! اگه نگم این بخش مهم ترینه صد درصد یکی از مهمترینا هست و توجه استادا خیلی بهش جلبه!! البته این کار مثل کار قبلیم نیست که پولی توش باشه ، دارم دوستانه انجامش میدم و خیلی خوشحالم که یک چالش خوبه برای خودم ! الان به کمبود منبع و نمونهکار برخوردم ، با خودم میگم اگه تو شهر دانشگاه بودم میرفتم کتابخونه دانشکده خودمون پایان نامه ها رو نگاه میکردم و ازشون کمک میگرفتم اما خب نیستم و از سایت ها و چندتا مقاله چیز زیادی دستگیرم نشده ! ا

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

وای بچه ها اگه بدونین چقدر خوشحالم که کاره آون دوستم و تموم کردم !!!! یک بار سنگین بود که کلی ذهنم و درگیر کرده بود!!! دیشب ساعت ۱۲.۵ براش فرستادم و تماااااامممممم این چند روز کلی از برنامه های خودم افتادم :( اما به هر حال تجربه خوبی بود ! ۹ تا جدول سیاست و راهبرد نوشتم برای یک میدان محلی ، پله بازار و یک پیاده راه!!! قبلا واسه هیچ کدوم از این فضاهای شهری تحلیل ننوشته بودم ، ما تو دانشگاه خیابان شهری کار کرده بودیم که این تحلیلا واقعا برام جدید بود و باعث شد کلی چیز یاد بگیرم که مطمئنم به دردم خواهد خورد :))) (0 لایک)

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

من الان چندتا تابستونه که دارم میگم میرم که مثل چند سال پیش یک تکونی به زبانم بدم، بعد هی درگیر روزمرگی و وقت تلف کنی میشم و زمان و از دست میدم بعدم آخر تابستون پشیمون میشم و عذاب وجدان میگیرم! ولی امسال گفتم دگ این تابستون از اون تابستوناش نیست چند روز پیش به سرم زد از فالورای اینستام بخوام بیان باهام اینگلیش چت کنیم! دیشب یک استوری گذاشتم و از علاقمندآن دعوت به عمل آمد خوشحالم که تا بدین لحظه ۷ نفر اعلام علاقمندی کردن *____* خواستم بگم با رفقای پایه تون از این برنامه ها بریزید! دارم به این فکر میکنم از این به بعد برم التماس بچه ها واسه حرف زدن با من +++ میبینم که میخوان حکم تنفیذ بدن

برچسب: زلزله,زبان, نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

حالا فکر میکنید چی؟!!!! دختر مشهدی وبلاگ من  بارداره وای حسم غیر قابله توصیفه ، اون همونطور که همسر خوبی هست و دوست دوستداشتنیای برای من مادر خوبی هم خواهد بود! شک ندارم :)))دوستش دارم زیاااااااااد! خیلی...همیشه سعی میکنم کمتر از آدما تاثیر بگیرم و رفتارهام چیزی باشه که خودم به اون نتیجه رسیدم نه اینکه چون کسی گفته یا هر چی یک رفتاری ازم سر بزنه اما دختر مشهدی از کسایی هست که اول به حرفش عمل کردم به این نتیجه رسیدم که چقدررردرسته!یادم نمیره دو سال پیش توی همچین شب های تابستونیای تا ۶ صبح توی رخت خواب و در حالی که بهم زل زده بودیم باهم حرف

برچسب: فرشته,راه, نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

بعد دو سال دانشجویی میدونم و رسیدم که رشته و دانشگاه دهن پر کن مایه خوشبختی نیست ... نیست.... نیست! چه بسیارن دانشجوهای دانشگاه های تاپ ایران که از دانشگاشون بدشون میاد، از اساتیدشون ... از دوری ناله میکنند از فشاری که همیشه بهشون وارد میشه و ... و چه بسیارتر دانشجوهایی که از رشته شون متنفرن! تنفر به تمام معنا! شب و روز سخت میگذره... توی هر رفت و آمد به دانشگاه به خودشون لعنت میفرستن، شب های امتحان با چه فشار و بدبختی سر میشه ! با هر تکلیفی که اساتید میدن دنیا رو سرشون خراب میشه! میخوام بگم لطفن لطفن لطفن رشتههایی که بهشون علاقه دارید رو انتخاب کنید در غیر این صورت چیزهایی که آون بالا نوشت

برچسب: کنکور,نتایجش, نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

واااااای بچه ها بالاخره ایده طراحی با حنا روی دستم رو عملی کردم اینم نتیجهطرح دونه برف که بنظرم جالب و جذاب روی مچ دست(تقریبا )این هم طرح های روی انگشتام که بنظرم خیلی شلوغ نیستن و دل و نمیزنن :)) _ خب من کلی دنبال طرح گشتم و بعد متوجه شدم طرح های اسپرت و به طرح های سنتی هرمزگان ترجیح میدم! نه اینکه اونا زشت باشن ، نعععععععع اتفاقا خیلی زیبا و دلنشینن اما ترجیح من برای دستام طرح های این شکلی بود که میبینید ^____^ پ.ن: بلاگ اسکای چرا گوش نمیده من چه سایزی برا عکسا میذارم، چند بار تغییر دادم ولی نتیجه همین سایزی شد که میبینید، عجیبه نه؟؟؟

برچسب: طراحی,حنا, نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

چقدر تا حالا حس کردید که از طبیعت دورید؟؟؟ 

من هر روز و هر روز این حس رو دارم و نتایجش رو توی زندگیم میبینم ! از ارتباط نگرفتنم با حیوانات تااااا غریبی کردن وقتی اون محیطم! 

خوب نیست، حس خوبی نداره .....


کاش خونه مادربزرگم توی روستا بود و از بچگی توی اون محیط ها بودم تا الان کمتر مشکل داشتم!

ینی میشه یک روزی عاشق دار و درخت بشم؟؟ مثل خیلی ها؟؟

میشه زودتر برگردم به اصلم؟؟

برچسب: سینماییِ,جنگل, نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

داره بارون میباره و من دیونه شدم!!! 

همیشه همین طوریم !!!

جلو بارون کنترل عقل و هوش خودم و ندارم!!!



برچسب: بارونه,لعنتی, نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

توی دو روز ۱۱ قسمت از عاشقانه رو با مامان نگاه کردیم جالبیش اینجاست پیمان از نظر قیافه خیلی شبیه پسرخالهامه و از لحاظ حرکات و ادا ها کپشه ... شخصیت محبوبه من پگاهه :)))) کلا زیاد فیلم اوکی و ایدهالی نیستا اما میخوام بدونم چی میشه بالاخره ! مامان گویا از من مشتاقتره! این شخصیت گیسو رو هم دوست نداشتم، بخاطر زیاد حرف زدنش با سهیل.... هرچی باشه مردا زود تحت تاثیر قرار میگیرن !!! بخصوص مردی که توی رابطهی رسمیش مشکل داره! خلاصه بدم میاد از زنهایی که زیاد حرف میزنن! همچنان معتقدم مهناز افشار و گلزار خیلی غیر طبیعی باز

برچسب: عاشقانه, نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:12

صفحه بندی